تبليغاتX
یادمان باشد - "بی مایه فطیر است"

 دو سه هفته گذشته را مشغول برگزاری اردوی سیاسی-فرهنگی انجمن اسلامی بودیم. علی رغم مشکلات مالی و تنگناهای مدیریتی اردو به خوبی برگزار شد و حتی می توان گفت مایه امیدواری بود به خصوص در شرایط فعلی که اکثر انجمن های اسلامی در حال تعطیلی است و دیگر انتظار کار تئوریک و عمل سیاسی سازنده از انجمن ها انتظار عجیبی است.

فعالیت های دوستان فراکسیون مدرن تحکیم عملاً منجر به تعطیلی انجمن ها و برخورد با فضای دانشگاه شده است. هرچند این شیوه عمل موجب اثبات صداقت این دوستان و پاسخی برای کسانی است که متهم شان می کردند که شما اهل فعالیت سیاسی رادیکال هم نیستید اما بی شک اثباتی برای   صحت تحلیل و راهبردشان برای گشایش در فضای سیاسی کشور نخواهد بود. این رفتارها بیش از همه به رفتاری انسانی می ماند که در حالت عجز و کلافگی و سردرگمی ناشی از آن به واکنش اعتراضی و احساسی می پردازد و هم به خود ضربه می زند و هم به کسی که او را تحت فشار قرار داده و به عبارت دیگر نمی توان به آن به عنوان راهی عقلانی و بی بدیل نگاه کرد. به نظر من در چشم انداز سیاسی کشور این تحرکات تنها به فراهم آمدن زمینه لازم برای برخورد سرکوبی با دانشگاه و نابودی تشکیلاتی کلیه نیروهای تحول خواه اعم از ساختارشکن و حتی شاید اصلاح طلب خواهد انجامید.(حتی می شود گفت انجامیده است) در دانشگاه تهران این امر از طریق احکام محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات تحصیل که در برخی از موارد به خاطر پر شدن سنوات تحصیل منجر به  اخراج این دانشجویان می شود انجام شده است. علاوه بر خسارت های فردی که متوجه تک تک این دوستانمان می شود به لحاظ تشکیلاتی نیز این جریان کلیه نیروهای موثر خود را به این طریق بلااثر و تلف می کند. من اگر "به عنوان یک دانشجوی ساختارشکن" در میان ایشان بودم قطعاً حفظ و گسترش نیروهای تشکیلاتی را به حرکت های انفجاری و احساسی که قطعاً بی نتیجه و بی هدف است ترجیح می دادم.(شکستن در و پنجره دانشگاه و یکی دو تجمع اوج این فعالیت ها بوده است و نتیجه...)

هر چند این شیوه عملکرد نتیجه مستقیم و بلا انقطاع نظریه پردازی های پیشین است اما برایم جالب است بدانم دوستان در نهایت به دنبال چه هستند. نمی دانم باید برای دوستان آرزوی موفقیت بکنم یا نه. چون نمی دانم  به دنبال چه هستند و یا اگر بدانم بعید می دانم با ایشان همراه باشم.

برای آن که شائبه هرنوع طعنه ای رفع شود باید بگویم: آن چه که تحت عنوان اصلاحات ساختاری و رفراندوم نظام سیاسی عنوان می شود زمانی معنا خواهد داشت که دوستان بتوانند نیروی سیاسی منسجم و آلترناتیوی را معرفی کنند که بتواند در حد اپوزیسیون قوی نظام سیاسی مطرح شود و من که چنین نیرویی را نمی شناسم اگر شما می شناسید به من هم معرفی کنید. به عبارت دیگر این گونه فعالیت سیاسی "بی مایه فطیر است". حال در چنین شرایطی -باز هم برای رفع هرگونه شائبه طعنه و کنایه ای -"اگر من یک دانشجوی ساختارشکن بودم" با کارهایی که خود نیز از بیهوده بودنشان (از جهت آن که منجر به تغییر اساسی در فرآیندها نخواهد شد وگرنه اگر دوستان داد سخن از مسوولیت اجتماعی و فعالیت برای آرامش وجدان فردی که "ما کاری را که از دستمان بر می آمد را انجام دادیم" سردهند یعنی مثل امام بگویند: ما مکلفیم به تکلیف. –که به نظر من بیشتر با دیدگاه الهی قابل توجیه است تا دیدگاه لائیک- سخنی باقی نمی ماند)نه خودم و نه خانواده ام را رنج نمی دادم و یا اگر اصرار بر فعالیت سیاسی داشتم پاسپورتم را می گرفتم و می رفتم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 2:40 توسط داود دشتبانی |