تبليغاتX
یادمان باشد - ظهیرالدوله
دیروز ظهیرالدوله بودیم به هوایی مزار فروغ اما آن جا خبرهای بیشتری بود. قبرستان ظهیرالدوله یا "صفاعلی" در اصل متعلق به هیئتی از دروایش است. باغ باصفایی با درخت های در هم تنیده که سر راه دربند در شمیرانات قرار دارد. هنوز هم تکیه ای که در محوطه باغ قرار دارد با نام "هیئت علی بن ابیطالب" مورد استفاده قرار می گیرد. نوشته هایی که آنجا قرار داشت نشان می داد: از کسانی که علاقمند به حضور در مجالس عرفانی هیئت هستند خواهشمندیم سیگار نکشند. از پذیرفتن افراد معتاد معذوریم. از خانم ها درخواست می شود حجاب اسلامی را رعایت کنند." قبرهایی که مربوط به دراویش است با نقشی از دو تبرزین متقاطع و کشکول متمایز از دیگر قبرها هستند. برخی از این قبرها مربوط به سرتیپ و سرهنگ و تیمسار های دوران پهلوی بود تعدادشان نیز به دهها مورد می رسید همین نکته که اعضای این فرقه های دراویش از درجه داران عالی رتبه ارتش پهلوی بوده اند جالب است. علاوه بر قبر فروغ مزار بسیاری از مشاهیر دیگر نیز در ظهیرالدوله است که انصافاً نیز این قبرستان باید به نام آن مشاهیر شناخته شده باشد افرادی نظیر: ملک الشعرای بهار, روح الله خالقی, قمرالملوک وزیری, محمد مسعود(سردبیر روزنامه مرد امروز), ایرج میرزا, رهی معیری, رشید یاسمی و ... قبر ملک الشعرای بهار به شکل عمارتی سفید رنگ با سقف و چهار ستون در جلو و دو ستون در کنار که چسبیده به ضلع شمالی باغ است نزدیک 20 تا 25 متر مساحت دارد. قبر رهی معیری نیز به شکل مقبره خیام در نیشابور اما در ابعاد کوچک (نزدیک دومتر ارتفاع) ساخته شده. در کاشیکاری ها نیز اشعار خود وی به کار رفته. سنگ قبرهای مزار فروغ, محمد مسعود و قمرالملوک ساده است تنها سنگ قبر شکل نامتعاف تری داشت به شکل مربع با سه سطح نسبتاً شیب دار که به مربع کوچک تری که نام صاحب مزار نوشته شده بود. دو سطح کناری نیز هریک شعری از ایج میرزا را در خود جا داده بود که مطلع یکی این بود: هر که را موی خوش و روی نکو است مرده و زنده من عاشق اوست تا مرا روح و روان در تن بود شوق دیدار شما در من بود بعد چون رخت ز دنیا بستم باز در راه شما بنشستم از شانس ما که با دوستان از گلاب دره(از کوه های اطراف تهران) بر می گشتیم و سر راه مان به ظهیرالدوله آمدیم به مناسبت سالروز بزرگداشت سعدی خانواده ملک الشعرای بهار با عده ای از اهالی موسیقی و ادب سر مزار بهار جمع شده بودند. دختر مرحوم بهار, ملک دخت بهار و سایر اعضای خانواده, امین ا.. رشیدی از خوانندگان سنتی و دکتر یوسف معاصر و عده ای دیگر. تا زمانی که ما بودیم -به خاطر خستگی کوه بیشتر از یک ساعت نماندیم- علاوه بر موسیقی سنتی چند نفر از مهمانان نیز اشعاری از مرحوم بهار و برخی نیز اشعار خود را قرائت کردند. من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید مرحوم ملک الشعرای بهار
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:17 توسط داود دشتبانی |